از پنجره وضو گرفتن نوع نگاه ما است به پدیده که ممکن است عینی یا ذهنی باشد...من هم یاد این شعر سهراب افتادم که میگفت :
من مسلمانم
قبله ام یک گل سرخ
جانمازم چشمه، مهرم نور
دشت سجاده من
من وضو با تپش پنجره ها می گیرم
آری من یک مسلمانم
بدنه : +همیشه یک وسیله بیشتر از یک کاربرد ، استفاده دارد.مثلا ما با دندانمان هم غذا را میجویم و هم به عنوان قیچی همراه از آن برای بریدن چسب و حتی ناخن کوتاه کردن !بهره میگیریم
این را گفتم که بگویم هیچکس نمیتواند بگوید پنجره فقط یک راه برای استفاده دارد.همانطور که وسیله ای برای دیدن پشت دیوار است میتواند کارایی دیگری هم داشته باشد
+من تصور کردم چه خوب میشد سر هر حوض یک پنجره شیشه ای میساختند تا موقعی که نیاز به استفاده از اب حوض نداریم پنجره را ببندیم تا گرد و غبار و برگ و الودگی های ناپاک هوا وارد ان نشود و چهره زلال اب را مخدوش نکند.
اخر میدانید ... اب زیادی صاف است ولی اگر باد به ان بخورد موج میگیرد و متلاطم میشود...شاید شبی ماه بانو در اسمان هوس کند تصویر خود را در اب ببیند ان وقت اگر اب صاف و روان نباشد و موج داشته باشد چه؟
شاید ماه اصلا قیافه خودش را با انهمه پریشانی نشناسد و از فرط ناراحتی خاموش گردد
پس یک پنجره لازم است تا ان را ببندیم و نگذاریم باد به اب بخورد و ماه اگر روزی بر حسب اتفاق خواست ایینه ای مثل اب را ببیند ، بتواند قیافه خود را ان طور که باید و شاید تماشا کند و از خوشحالی بیشتر نور فشانی کند و ماهم خوشنود شویم...
+اما جدا از مسئله ماه ، با وجود پنجره روی حوض ما در وقت اذان هم میتوانیم از ان نهایت استفاده را ببریم
یعنی برای وضو گرفتن وقتی پیش اب حوض میرویم چون پنجره بسته است اب زیادی سرد نیست و ما اذیت نمی شویم
بعلاوه ما با استفاده از ترکیب حوض و پنجره معنی جدیدی به پنجره دادیم...دیگر میتوانیم بگوییم من از پنجره وضو میگیرم...چون دروغ نگفته ایم واقعا هم از مکان داخل ان پنجره وضو گرفته ایم ...
نتیجه : در نتیجه ما به هر چیزی که نگاه کنیم برداشت ما از ان با دیگران متفاوت است...اما نوع نگاه و پنجره دیدمان باید انقدر وسیع باشد که از هرچیزی به خدا که نهایت است برسیم...مثل همین واژه پنجره که ما ان را به وضو ربط دادیم و وضو خود حرکتی برای جلب رضای خدا است...
خدایا چنان کن که سرانجام کار ، تو خشنود باشی و ما رستگار...
برچسب: انشالله,انشاء ايميل,انشاء,ان شاء الله,انشاء حساب فيس بوك,
نویسنده: پویا فرهادی